تبليغاتX
gole-shishee

سلام

خیلی دلم گرفته

باز خوبه این وبلاگو دارم

خوبه که توتنهایی ها یه جایی واسه حرف زدن دارم

تنها شدم

تنهای تنها

اصلا باورم نمیشه

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 0:21 | لینک  | 

 

سلام

 

شاید این ماجرا رو که می خوام تعریف کنم شنیده باشید اما خب شاید یه نفر باشه که نشنیده باشه  

 

روزی مردی در یک روز سرد برفی برای کوه نوردی به کوه رفت وقتی به بالای کوه رسید  به خاطر برف شدید روز قبل متوجه دره ای که زیر پایش بود نشد و هنگامی که شروع کرد به بازگشت به درون دره افتاد اما خوشبختانه وسایل او در بین راه به چیزی گیر کرد و مرد آنجا ماند از ترس توان نگاه کردن به پایین رو نداشت . تنها کاری که می توانست انجام بدهد فریاد زدن و کمک خواستن بود اما هیچ کس جز خدای مهربان صدای او نمی شنید .

ناگهان از طرف خدا ندا آمد :

آیا به قدرت من ایمان داری ؟

مرد گفت : آری

و دوباره ندا آمد :

اگر من به تو کاری بگویم که با انجام آن نجات بیابی آن کار را انجام می دهی ؟

مرد بی درنگ گفت هر کاری که بگویی انجام می دهم .

و در آخر ندا آمد :

طنابی که تو را نگه داشته پاره کن تا نجات یابی .

اما مرد گفت : چنین کاری امکان ندارد اگر من طناب را پاره کنم بی شک با سقوط در ته دره خواهم مُرد پس از انجام این کار خود داری کرد و تنها منتظر ماند تا  کسی صدای او را بشنود و نجاتش بدهد .

چند روز بعد گروه تجسس که برای نجات مرد آمده بودن جسد مرد را که محکم به طناب چسبیده بود پیدا کردند در حالی تنها یک متر با زمین فاصله داشت .  

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 21:33 | لینک  | 

دل عاشقی دارم ای عشق

صدایم کن از صبر سجاده ی شب

صدایم کن از سمت بیداری کوه

صدایم کن از اوج یک شیهه بر قله صبح

صدایم کن از صبح یک مرد

بر مرکب نور

صدایم کن از نور یک فتح بر شانه ی شهر

ترا می شناسم من ای عشق

شبی عطر گام تو در کوچه پیچید

من از شعر پیراهنی بر تنم بود

به دستم چراغ دلم را گرفتم

و در کوچه عطر عبور تو پر بود

و در کوچه باران چه یک ریز و سر شار

گرفتم به سر چتر باران

کسی در نگاهم نفس زد

و سر تا سر شب

پر از جستجوی تو بودم

و سر تا سر روز

پر از جستجوی تو هستم

صدایم کن ای عشق

صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه ...

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 21:18 | لینک  | 

سلام

امروز چه بوی خوبی اومد

لطفا برا من هم دعا کنید

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 21:15 | لینک  | 

مرا میشناسی تو ای عشق

که در من گره خورده احساس رویش

گره خورده ام من به پر های پرواز

گره خورده ام من به معنای فردا

گره خورده ام من به آن راز روشن

که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق

صدایم کن از ذهن زاینده ی ابر

صدایم کن از بارش بید مجنون

مرا زنده کن زیر آوار باران

مرا تازه کن در نفس های بار آور برگ

مرا خنده کن بر لبانی که شب را نگفتند

مرا آشنا کن به گل های شوقی

که در این سو شکفتند و آن سو شکفتند

دل نو رسی دارم ای عشق

مرا پل بزن تا نسیم نوازش

مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید

مرا پل بزن تا ظهور جوانه

مرا پل بزن تا سحر

تا سبدهای بارآور باغ

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 0:32 | لینک 

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 23:57 | لینک  | 

 

دل روشنی دارم ای عشق

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدف های سر شار باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغــان عاشق         چــه رازیست ؟

بگو با کدامین نفس        می توان با کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق      می توان تا شقایق خطر کرد ؟
مرا می شناسی تو ای عشق

من از آشنایان احساس آبم

و همسایه ام مهربانیست

و طوفان یک گل

مرا زیر و رو کرد

پرم از عبور پرستو

صدای صنوبر

سلام سپیدار

پرم از شکیب و شکوه درختان

و در من طپش های قلب علف     ریشه دارد

دل من گره گیر چشم نجیب گیاهی ست

صدای نفس های سبزینه را می شناسم

و نجوای شبنم

مرا می برد تا افق های با بشارت

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 11:52 | لینک 

 

به همان قدر که چشمان تو پر از زیبایست

 

بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایست

 

این غزل های زلالی که زمن می شنوی

 

چشم جاری اندوه دل دریایست

 

چند وقتی ست که بازیچه ی مردم شده ام

 

گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیایست

 

دل به دریا زده ام تا باز آغاز کنم

 

ماجرایی که سرانجامش یک رسوایست

 

امشب ای آینه تکلیف مرا روشن کن

 

حق به دست دل من ـ عقل و یا زیبایست ؟

 

دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین

 

به خداوند که معشوقه ی من بالایست !

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 17:24 | لینک 

 

سلام

 

مطلب امروز مربوط به محصولی است که اگر چه بسیار پر طرف داره اما یواش یواش به روزای آخر عمرش داره می رسه منظورم سی دیه محصولی که اولین نسل آن در سال ۱۹۸۳ به بازار اومد و تا کنون مورد استفاده قرار می گیره

 

اما این مطلب در مورد تفاوت سی دی ضد خش و سی دی معمولیه

 

اگه می دونید به عنوان یاد آوری بخونید اگه هم نمی دونید خب الان با خوندنش می فهمید

 

از نظر فناوری و سیستم تولید ، تفاوتی میان سی دی های معمولی و ضد خش نیست  برای اینکه بدانید سی دی های ضد خش با انواع معمولی چه فرقی دارند ، ابتدا باید اندکی با ساختار سی دی خام آشنا باشید به طورساده ، سی دی خام از 4 لایه تشکیل شده است :

لایه پلی کربنات

لایه رنگ

لایه بازتابنده که معمولاً آلومینیومی است

لیبل یا همان چاپ روی سی دی

بیشترین آسیبی که به سی دی ها وارد می شود ، متوجه لایه پلی کربنات است  . این لایه شفاف که ضخیم ترین لایه نیز هست در صورت تماس با سطوح زبر براحتی خش بر می دارد . البته این خش ها تا وقتی خیلی عمیق نباشند و یا سطح سی دی را کدر نکرده باشند مشکلی ایجاد نمی کنند . به هر حال هنگامی که این خش ها مشکل ایجاد کردند راهی قطعی برای رفع آن ها وجود ندارد – اگر چه راه هایی مانند شستن با خمیر دندان و یا مایع ظرف شویی و یااستفاده از مواد خش گیر وجود دارند اما به طور قطعی رفع مشکل نمی کنند - و متاسفانه اطلاعات غیر قابل دستیابی می شوند .

بعضی سازندگان سی دی خام با توجه به همین موضوع و برای جلوگیری از خش برداشتن لایه پلی کربنات به ۲ روش متوسل شده اند اول این که اندکی فرمول این لایه را تغییر داده اند تا آسیب پذیری آن کمتر شود و دیگر این که با اضافه کردن یک لایه شفاف و مقاوم به روی لایه حساس جلوی برخورد مستقیم اجسام با آن را بگیرند . هر دو راه موثر و مفید است اما نمی تواند میزان آسیب پذیری سی دی را به صفر برساند ، پس اگر چه پول بیشتری برای خرید سی دی ضد خش می دهید اما بهتر است در استفاده و نگهداری از سی دی دقت بیشتری به خرج دهید

 

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 0:24 | لینک  | 

سلام

خوبید

نمی دونم چرا مطلب قبلی پاک شد

عجب هاااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده توسط محمد  در ساعت 16:42 | لینک  |